تبليغاتX
طنین سکوت

یاد اون روزایی که برای پوشیدن کفش و لباس نو لحظه شماری می کردیم ،

یاد اون روزای تکرار نشدنی که از ترس خواب موندن ، تا صبح چشم روی هم نمی ذاشتیم به خیر ...

کاشکی اون روزا دوباره تکرار می شدن ...

اما حیف که ....

اما تا دیر نشده ....

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم شهریور 1387ساعت 20:54  توسط گلناز  | 

در چهار راه فصول
یکی انار بدست رفت
یکی زیر برگ ها خفت
آن یکی در چمن و علف شعر سرود
و دیگری آدم برفی شد

به همت دستان خرد و کلان.


خنیاگران باسازهای خفته
کشتند سکوت را
نیزه های سرو،کاج و افکار
دریدند سینه ی آسمان را،
نگاهها و ریشخندها،
نفس های عمیق آلودند زخم را
رگبار زد

شد بهار.


هر نقطه ای می جوشید
و نگاهها عرقریزان
سایه می جستند
و ناچار خود را به باد می سپردند
هراسان و سوزان بودند
مستان

همین شد تابستان.

درختان به شهوت خود
دریدند جامه شان
و بر گرفتند هوس های:
زرد،نارنجی و سرخ.
و سیل برگ ها و اشک ها بود
که چتر نداشت
همه را زمین تنها می نگریست،

پس این هم شد پاییز.


برف در قالب قلب می بارید
و بر صورت ها و سیرت ها می آرمید
جاری می گشت:
در گرداب پریشانی و افسردگی فصل ها
عشق چون پیچک طلایی
بر تن سروها و سرودها می خزید؛
مست و سرمست بودند
مستان
زمین خوابید و غافل شد
تا به آغاز رسید زمستان.

در چهارراه فصول
گلوله می بارید:
از امواج خورشید
از امید سبز آسمان
خون می بارید:
خزان خزان
برگ برگ
زرد،نارنجی و سرخ.
و جان ستان زمین
در قالب سپید پوش برف
و در بستر خون آلودش
غریزه اش را می ستاند،

تا روز موعود.
  شعر ازجناب آقای  عماد سمیعی

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم شهریور 1387ساعت 14:17  توسط گلناز  | 

 رفته بودم سر حوض
تا ببینم شاید عکس تنهایی خود را در آب
آب درحوض نبود
 ماهیان می گفتند
 هیچ تقصیر درختان نیست
 ظهر دم کرده تابستان بود
 پسر روشن آب لب پاشویه نشست
 و عقاب خورشید آمد او را به هوا برد که برد
به درک راه نبردیم به اکسیژن آب
برق از پولک ما رفت که رفت
ولی آن نور درشت
عکس آن میخک قرمز در آب
که اگر باد می آمد دل او پشت چین های تغافل می زد
چشم ما بود
روزنی بود به اقرار بهشت
تو اگر در تپش باغ خدا را دیدی همت کن
و بگو ماهی ها حوضشان بی آب است

باد می رفت به سر وقت چنار
من به سر وقت خدا می رفتم
 

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم شهریور 1387ساعت 13:27  توسط گلناز  | 

Gladnesss,compliancy,no anxiety,peace.Such is the profile of hope . This is how we should approach the future, and our god . Measure yourself against these four terms . If someone were to examine you today , would he find a glimmer of these qualities in you ?This is an extremely important question.They expose your level of your despair

خوشحال ، راضی ، بدون اضطراب و آرام . اینها همه نشانه های فردی امیدوار است . با اینهاست که باید به آینده و خدای مان نزدیک شویم . خود را با این چهار واژه بسنجید . اگر امروز کسی شما را ارزیابی کند ،آیا اندکی از این خصایص در شما می یابد ؟ این سوال ، بسیار مهم است . این صفات ، نمایانگر میزان امید یا نا امیدی شما است .

یوهان اسمیت

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم شهریور 1387ساعت 12:25  توسط گلناز  |